ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
65
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
فاصله بگير تا از آنها نباشى ، بدترين خوراك ، لقمهء حرام است وزشتترين ستم ، بر ناتوان است ، آنجا كه مدارا كردن ، سختگيرى به حساب آيد ، درشتى وسختگيرى مدارا محسوب خواهد شد . بسا دارويى كه درد ، وبسا دردى كه دارو باشد ، چه بسا كسى پند دهد كه شايستگى ندارد وبه طالب نصيحت خيانت كند . از اميد بستن به آرزوها حذر كن ، زيرا تمنيّات سرمايهء كمخردان وابلهان است ، وعقل همان برخوردارى از تجربههاست ، بهترين تجربههايت همان است كه تو را پند دهد ، از فرصت خود استفاده كن ، پيش از آن كه باعث تأسّف واندوه شود . هر جوينده به مقصود خود نمىرسد ، وچنين نيست كه هر مسافري باز گردد ، از جملهء تبهكاريها از دست دادن توشهء سفر وضايع كردن آخرت است . هر كارى پايانى دارد ، آنچه مقدّر باشد به تو خواهد رسيد ، بازرگان خود را به زحمت وخطر مىاندازد ! بسا اندكى كه پربركتتر از بسيار است . يار وياور فرد فرومايه ودوست شخص متّهم ، سودى نمىبرد . تا وقتي كه روزگار بر وفق مراد تو است ، زمانه را آسان گير ، وخود را به خاطر اميد وطمع به بيشتر از آنچه دارى به خطر مينداز مبادا مركب نفست سركشى كند ! ، وخود را وأدار كن تا با برادرت كه از تو جدا شده بپيوندى ، وهمچنين بر دوستى وى به هنگام دورى از أو ، وبر بخشش به وقت خوددارى أو ، وبه نزديكى هنگام دورى أو ، وبه نرمى در وقت درشتى أو ، وبر پوزش وعذرپذيرى هنگام بدكارى أو خود را وأدار كن ! به طورى كه گويا تو بردهء أو هستى وأو بر تو حق نعمت دارد ، مبادا آنچه را كه گفتم در غير مورد به كار بندى ، ويا آن كه آنها را در بارهء كساني كه لايق نيستند انجام دهى . با دشمن دوستت ، دوستى مكن كه در حقيقت با دوست خود دشمنى كردهاى ، برادر دينىات را - چه خوب باشد يا بد - صميمانه نصيحت كن ، خشمت را آهسته آهسته فرو خور ، زيرا من نوشابهاى شيرينتر وگواراتر از آن ، در نهايت نديدهام ، در بارهء كسى كه با تو به خشم ودرشتى برخورد كند ، نرم باش ، زيرا ديرى نخواهد گذشت كه أو نيز با تو نرم خواهد شد ، وبا دشمنت نيكى كن ، كه آن شيرينترين نوع از دو پيروزى ( انتقام - گذشت ) است . واگر خواستى از برادر دينىات ببرى ، پس به مقدارى راه دوستى را باز